جستجو
ورود
 
 
 
 
 
پيوندها
بازي‌ها و رقابت‌هاي محلي، ايراني - قسمت سوم (بازي‌هاي اردوگاهي شماره‌ي 3)
بازي‌ها و رقابت‌هاي محلي، ايراني - قسمت سوم (بازي‌هاي اردوگاهي شماره‌ي 3)بازي‌هاي اردوگاهي
پيامبر اسلام پدران و مربيان را گوشزد مي‌كند هرگاه در کودکان خود جنبش‌هاي فوق‌العاده و به‌اصطلاح شيطنت مشاهده کردند از او مأيوس و نوميد نشوند؛ زيرا ممکن است اين حالت يعني: شدت علاقه‌ي به بازي و فعاليت فوق‌العاده‌ي او در خردسالي منجر به اخلاق فاضله‌ي او به‌هنگام بزرگسالي شود.







بازي‌ها و رقابت‌هاي محلي، ايراني



قسمت اول | قسمت دوم | قسمت سوم



خلاصه‌‌ي مطالب
در تربيت‌هاي قديم عموماً بازي را ضايع‌کننده‌ي وقت مي‌دانستند و لذا ميان کودک و بازي فاصله‌ي زيادي وجود داشت.
 «خواجه نصير» نيز براي رفع خستگي از تحصيل - مشروط بر اين‌که خود بازي درد و رنج نداشته باشد - و براي تجديدقوا بازي کودکان را لازم مي‌داند.
 از نظر «ارسطو» بازي تنها ابزار بازسازي و تجديدقوا و رفع خستگي براي کار بيش‌تر است.
 «شيلر» و «هربرت اسپنسر» بازي را به‌منزله‌ي کوششي مي‌دانند که موجب آزاد شدن نيروي اضافي کودک را فراهم مي‌كند.
 براساس فرضيه‌ي «کاتارزيس» يا «پاک ساختن عواطف»، انسان گرفتار خواست‌ها و سرشت‌هايي مانند: ستيزه‌جويي، ناسازگاري و نافرماني است و بازي به او امکان مي‌دهد آن‌ها را به‌طور بي‌ضرر و بي‌خطر ارضا کند.
 براساس نظر ارسطو در بازي، نيرويي نهفته شده که روان آدمي را از خواست‌هاي ناسودمند و احساس‌ها و اميال چرکين پاک مي‌كند و عواطف آدمي‌بخشي از خواص خطرناک و ناخوشايند خود را به‌هنگام بازي از دست مي‌دهد و پاک مي‌شود.
 «آدلر» معتقد است بازي به کودک امکان مي‌دهد ميل به برتري‌جويي و خودنمايي خويش را به‌سادگي نشان داده و آن را آرام كند.
 براساس نظر «کارل گروس» هم‌چنان که بازي جانوران تمرين غرايز مشخص و معيني مانند غريزه‌ي پيکار و شکار است کودکي هم که بازي مي‌کند ادراک و هوش و تمايل خود را به آزمايش کردن و نيز غرايز اجتماعي و نظاير آن را در ضمن اين کار قوت مي‌بخشد.
 براساس نظر «روسو» تنها از بچه‌ي شيطان امروز مرد کارامد فردا توان ساخت.
 «فروبل» در حدود يکصد و شصت سال پيش بر نقش عظيم بازي به‌عنوان وسيله‌ي آموزشي تأکيد کرد.
 اکنون بازي به‌عنوان يکي از عناصر اصلي آموزش و پرورش کودکان تلقي مي‌شود و به اهرم نيرومند يادگيري در نزد کودکان درامده است؛ به‌حدي که هرجا توانسته‌اند آشنا کردن کودکان با خواندن و حساب يا درست‌نويسي را به‌صورت بازي درآورده‌اند.
 براساس نظر «ژان پاتو» بازي در دوران کودکي از اهميت ويژه‌اي برخوردار بوده و ارزش بازي در شکل دادن به رفتار و انديشه‌هاي کودک تا آن حد است که مي‌توان آن‌ها را تنها نشانه‌ي شناخت رفتار کودکان از بزرگسالان دانست.
 پيامبر اسلام(ص) پدران و مربيان را گوشزد مي‌كند هرگاه در کودکان خود جنبش‌هاي فوق‌العاده و به‌اصطلاح شيطنت مشاهده کردند از او مأيوس و نوميد نشوند؛ زيرا ممکن است اين حالت يعني: شدت علاقه‌ي به بازي و فعاليت فوق‌العاده‌ي او در خردسالي منجر به اخلاق فاضله‌ي او به‌هنگام بزرگسالي شود.
 بازي تنها آن‌جا مي‌تواند به‌کار آيد که موجب تجديدقواي جسماني و رفع خستگي ناشي از تحصيل رنج‌اور شود.
 بازي در رشد عاطفي کودک مؤثر است يعني علاوه بر اين‌که ضمن بازي طرز ابراز عواطف مختلف را فرامي‌گيرد به‌تدريج بهتر مي‌تواند عواطف خويش را کنترل کند.
 بازي در رشد اجتماعي و عقلاني کودکان نيز تأثير دارد. مشکلاتي که کودک در بازي با آن‌ها روبه‌رو مي‌شود و کوشش وي براي حل آن‌ها، قدرت او را براي برخورد با مسائل در دوره‌هاي بعدي زندگي افزايش مي‌دهد.
 بچه‌ها ممکن است در بازي هدف مشخصي نداشته باشند ولي بسياري از هدف‌هاي اساسي تربيتي را در زمينه‌ي اجتماعي، عاطفي، عقلاني و بدني براي کودکان از طريق بازي مي‌توان تأمين کرد.
 بچه از طريق بازي مي‌تواند اعضا و عضله‌هاي خود را قوي و سالم كند و خود را از حالت رکود و افسردگي نجات دهد.
 شرکت بچه در بازي، او را از حالت تفرد خارج كرده و روح همکاري، اشتراک مساعي و رفاقت را در او به‌وجود مي‌آورد.
 بازي بچه‌ها با هم در مورد يکي از اين چيزهاي مورد علاقه‌اشان، طبيعي‌ترين فرصت‌ها براي رشد دوستي و احترام به حقوق يکديگر را در اختيارشان قرار مي‌دهد
.



مقاله‌ي قبلي | مقاله‌ي بعدي



جمع‌اوري‌كننده:
رسول آذر
منبع:

اين مقاله در سايت «رسول آذر» ‌به‌نشاني ذيل ارائه شده است:

http://www.topfashionlinks.com/razar/bazi/alang-dolang.htm



مقدمه

در تربيت‌هاي قديم عموماً بازي را ضايع‌کننده‌ي وقت مي‌دانستند و لذا ميان کودک و بازي فاصله‌ي زيادي وجود داشت. علت آن، اين بود که قدما کودک را به‌منزله‌ي مردي بزرگ مي‌پنداشتند و از او رفتار بزرگ‌ترها را توقع داشتند.

عدم آشنايي قدما با طبيعت کودک و ميل طبيعي او به جنبش و بازي، موجب آن شده بود که آنان بازي را از تخلف‌هاي مستوجب تنبيه بشمارند.

چنين نگرشي نسبت به بازي خواه ناخواه موجب اکراه اطفال از حضور در مکتب‌خانه مي‌شد.

از ويژگي‌هاي آدمي آن است که اگر چيزي را دوست بدارد به آن روي آورد و به استقبالش مي‌رود؛ ولي اگر امري او را ناخوشايند آيد سعي بر دوري و انصراف از آن مي‌ورزد.

لذا مشاهده‌ي فرار کودکان از مکتب‌خانه‌هاي قديم، شگفت و عجيب نيست؛ چرا که در آن‌جا مجالي براي جنبش و بازي نبود و اطفال تمايل به گريز از مکتب‌خانه داشتند و شواهد نشان مي‌دهد که اين مسأله، امري متداول بوده است. چنان‌که قابسي در عبارتي تصريح بر آن دارد که:

«پس اگر کودک تخلفي از قبيل: اذيت و آزار، بازي، فرار از مکتب‌خانه و اصرار بر بطالت و بيکارگي داشت بايد ...»

«جاحظ» مي‌گويد:

«روزي از کنار خرابه‌اي گذر مي‌کردم که ناگهان در کنار آن معلمي را ديدم که صدايي شبيه به پارس سگان از خويش آواز مي‌دهد! لختي ايستاده و در کار او نظاره کردم؛

لحظه‌هايي بيش نگذشت ديدم از خانه‌اي کودکي بيرون آمد. به‌محض خروج کودک از منزل، معلم به او نزديک شده او را گرفت و شروع به فحاشي و تنبيه او كرد.

نزد او رفته از ماجرا وي را جويا شدم. معلم در پاسخ گفت:

«اين کودک از درس خواندن گريزان است و از مکتب‌خانه فرار کرده و به خانه مي‌رود و ديگر بيرون نمي‌آيد. از سويي او صاحب سگي است که هميشه با آن بازي مي‌کند و همين‌که آواز من را مي‌شنود در خيال بازي با سگ بيرون مي‌آيد. پس من هم او را گرفته و به مکتب‌خانه مي‌برم».

«خواجه نصير» نيز براي رفع خستگي از تحصيل - مشروط بر اين‌که خود بازي درد و رنج نداشته باشد - و براي تجديدقوا بازي کودکان را لازم مي‌داند. به‌هر روي همان‌گونه که از عبارت «غزالي» و «خواجه» و بسياري از متفکران گذشته معلوم است آنان بازي را نوعي رفع خستگي مي‌دانند.

به‌اعتقاد برخي صاحب‌نظران مسائل تعليم و تربيت، «ارسطو» اولين متفکري است که به بازي از اين ديدگاه نگريست. به اعتقاد او تعليم و تربيت بايد شهروندان را مهيا براي عمل و فراغت كند. منظور او از «عمل» هرگونه کاري به‌ويژه اعمال سياسي و اخلاقي است و از «فراغت»، اوقات آزادي را درنظر دارد که با فعاليت‌هاي عالي عقلاني به‌ويژه تفکر و تأمل مشخص مي‌شوند. سرگرمي و بازي از نظر «ارسطو» جزوي از فراغت يا عمل نيست؛ گرچه مي‌تواند بازي في‌نفسه مطلوب و رضايت‌بخش باشد.

از ديدگاه وي بازي تنها ابزار بازسازي و تجديدقوا و رفع خستگي براي کار بيش‌تر است؛ «ارسطو» مي‌گويد:

«با نظري به اطفال تربيت‌يافته آشکار مي‌شود سرگرمي و تفريح خود هدف نيست چرا که يادگيري و بازي نمي‌تواند با يکديگر همراه شود از آن جهت که يادگيري مستلزم درد و رنج است. از اين‌رو بازي اطفال تنها از آن جهت ضرورت مي‌يابد که موجب رفع خستگي ناشي از تحصيل، آن‌هم تحصيلي رنج‌اور شده و آنان را مهياي يادگيري بيش‌تر مي‌کند».

اما اين ديد سطحي و ساده‌گيرانه نه اهميتي را که بازي در نظر خردسالان دارد بيان مي‌کند و نه صورت ثابتي را که بازي‌هاي کودکان (مثلاً نمادي يا خيالي آنان) به‌خود مي‌گيرد مدلل مي‌كند.

نظريه‌ي ديگر درباره‌ي بازي، نظريه‌ي «انرژي اضافي» است. «شيلر» و «هربرت اسپنسر» بازي را به‌منزله‌ي کوششي مي‌دانند که موجب آزاد شدن نيروي اضافي کودک را فراهم مي‌كند.

براساس نظريه‌ي مذکور، نيروهاي زايد در کودک بايد به‌وسيله‌ي فعاليت‌هايي که هدف واقعي ندارند يعني در بازي به‌مصرف برسد. به بيان ديگردر انسان نيرويي وجود دارد که از آن‌چه براي بقاي زندگي لازم است بيش‌تر است و نيروي محرک بازي نيز از همين نيروي اضافي مشتق مي‌شود.

براساس فرضيه‌ي مربوط به آزاد شدن نيروي اضافي از راه بازي، فرضيه‌ي ديگري به‌نام «کاتارزيس» يا «پاک ساختن عواطف» توجه کارشناسان را به‌خود معطوف كرد. مطابق اين نظريه، انسان گرفتار خواست‌ها و سرشت‌هايي مانند: ستيزه‌جويي، ناسازگاري و نافرماني است و بازي به او امکان مي‌دهد آن‌ها را به‌طور بي‌ضرر و بي‌خطر ارضا کند.

«ارسطو» بر اين جنبه از بازي نيز تأکيد داشته و معتقد است که در بازي، نيرويي نهفته شده که روان آدمي را از خواست‌هاي ناسودمند و احساس‌ها و اميال چرکين پاک مي‌كند و عواطف آدمي‌بخشي از خواص خطرناک و ناخوشايند خود را به‌هنگام بازي از دست مي‌دهد و پاک مي‌شود.

«آدلر» معتقد است بازي به کودک امکان مي‌دهد ميل به برتري‌جويي و خودنمايي خويش را به‌سادگي نشان داده و آن را آرام كند. بدين‌معني که کودکان خردسال در بازي‌هاي خويش واقعيت را با توجه به خواست‌هاي خود دگرگون جلوه مي‌دهند.

«کارل گروس» از راه مطالعه‌ي بازي‌هاي جانوران به نظريه‌اي واصل شد که با ديد متداول کاملاً فرق دارد. به‌نظر او بازي تمريني است آماده‌کننده براي زندگي و سودمند براي رشد جسماني آدمي‌زاد؛ و هم‌چنان که بازي جانوران تمرين غرايز مشخص و معيني مانند غريزه‌ي پيکار و شکار است کودکي هم که بازي مي‌کند ادراک و هوش و تمايل خود را به آزمايش کردن و نيز غرايز اجتماعي و نظاير آن را در ضمن اين کار قوت مي‌بخشد.

فرضيه‌هايي که درباره‌ي بازي بيان کرديم و فرضيه‌هاي ديگري که پس از آن درباره‌ي بازي عنوان شده نشانه‌ي توجه و اهميتي است که در قرون اخير براي بازي کودکان قايل شده‌اند.

«روسو» از اولين افرادي بود که در قرون اخير در ارتباط با کودکان بازيگوش چنين گفت:

«تنها از بچه‌ي شيطان امروز مرد کارامد فردا توان ساخت».

و به‌دنبال او «فروبل» در حدود يکصد و شصت سال پيش بر نقش عظيم بازي به‌عنوان وسيله‌ي آموزشي تأکيد کرد.

تحت‌تأثير آثار «فروبل» و ديگر مربيان اکنون بازي به‌عنوان يکي از عناصر اصلي آموزش و پرورش کودکان تلقي مي‌شود و به اهرم نيرومند يادگيري در نزد کودکان درامده است؛ به‌حدي که هرجا توانسته‌اند آشنا کردن کودکان با خواندن و حساب يا درست‌نويسي را به‌صورت بازي درآورده‌اند.

مشاهده مي‌شود کودکان به اين کارها که در گذشته معمولاً نوعي بيگاري گرفتن محسوب مي‌شد عشق مي‌ورزند و آن را با شوق و ذوق انجام مي‌دهند.

«ژان شاتو» روانشناس مشهور فرانسوي در کتاب خود به‌نام «بازي کودکان» اهميت بازي را چنين بيان مي‌کند:

«بازي در دوران کودکي از اهميت ويژه‌اي برخوردار بوده و ارزش بازي در شکل دادن به رفتار و انديشه‌هاي کودک تا آن حد است که مي‌توان آن‌ها را تنها نشانه‌ي شناخت رفتار کودکان از بزرگسالان دانست».

ارزش و اهميت بازي در دوران کودکي نکته‌اي است که در روايت‌هاي اسلامي بدان اشاره شده است:

«پيامبر اسلام پدران و مربيان را گوشزد مي‌كند هرگاه در کودکان خود جنبش‌هاي فوق‌العاده و به‌اصطلاح شيطنت مشاهده کردند از او مأيوس و نوميد نشوند؛ زيرا ممکن است اين حالت يعني: شدت علاقه‌ي به بازي و فعاليت فوق‌العاده‌ي او در خردسالي منجر به اخلاق فاضله‌ي او به‌هنگام بزرگسالي شود».

«عَرٰامَهُ الصَّبِي فِي صِغَرِهِ زِيٰادَةٌ في عَقْلِهِ في کِبَرِهِ»

«شيطنت و لجاجت کودک به‌هنگام خردسالي نشانه‌ي زيادي عقل او در بزرگسالي است».

و يا «صالح ابن عقبه» روايت مي‌کند:

«من از عبد صالح امام «موسي ابن جعفر»(عليه‌السلام) شنيدم که فرمود:

«يستَحَبُّ عَرٰامَهُ الغُلٰامِ في صِغَرِهِ لِيکُونَ حَليماً کبِرِه. ثُمَّ قالَ: مَا ينْبَغي اِلّا اَنْ يکُونَ هَکَذٰا»

و نيز روايت شده است زيرک‌ترين کودکان اطفالي هستند که از مدرسه و محل درس گريزان‌اند يعني بازيگوش‌اند.

«مجلسي دوم» در ذيل اين روايت «عرامه» را به بداخلاقي و فساد و شيطنت و بالاخره شدت علاقه‌ي کودک به بازي و فرار از مدرسه تفسير کرده است و اضافه مي‌کند:

اين حالت در کودکان نشانه‌ي عقل و استقامت آن‌ها در هنگام بزرگسالي است و بايد طفل اين‌چنين باشد؛ اما اگر در کودکي مطيع و بي‌جنبش و يا به‌اصطلاح خوش‌اخلاق و آرام باشد هنگام بزرگسالي کم‌هوش و کم‌استقامت است؛ چنان‌که اين امر نيز به‌تجربه رسيده است».

با تمام اين تأکيدها بازي تنها آن‌جا مي‌تواند به‌کار آيد که موجب تجديدقواي جسماني و رفع خستگي ناشي از تحصيل رنج‌اور شود؛ حال آن‌که نقش بازي همان‌گونه که ذکر کرديم تنها همين بهره را براي کودک ندارد. بازي در زندگي کودک نقش مهمي دارد. او نه‌تنها از بازي لذت مي‌برد بلکه در ضمن بازي فرصت‌هاي خوبي براي بيان احساس‌هاي خود پيدا مي‌کند.

بازي در رشد عاطفي کودک مؤثر است يعني علاوه بر اين‌که ضمن بازي طرز ابراز عواطف مختلف را فرامي‌گيرد به‌تدريج بهتر مي‌تواند عواطف خويش را کنترل کند.

بازي در رشد اجتماعي و عقلاني کودکان نيز تأثير دارد. مشکلاتي که کودک در بازي با آن‌ها روبه‌رو مي‌شود و کوشش وي براي حل آن‌ها، قدرت او را براي برخورد با مسائل در دوره‌هاي بعدي زندگي افزايش مي‌دهد.

بچه‌ها ممکن است در بازي هدف مشخصي نداشته باشند ولي بسياري از هدف‌هاي اساسي تربيتي را در زمينه‌ي اجتماعي، عاطفي، عقلاني و بدني براي کودکان از طريق بازي مي‌توان تأمين کرد.

بچه از طريق بازي مي‌تواند اعضا و عضله‌هاي خود را قوي و سالم كند و خود را از حالت رکود و افسردگي نجات دهد.

شرکت بچه در بازي، او را از حالت تفرد خارج كرده و روح همکاري، اشتراک مساعي و رفاقت را در او به‌وجود مي‌آورد.

معلمين مکتب‌خانه از چنين واکنشي در مقابل اين محيط آموزشي رنج برده و درصدد حل آن بودند و لکن به‌علت اصلي اين مشکل که منع اطفال از بازي است راه نيافته بودند!



2 – بازي چيست؟

بچه‌ها احتياج به فرصت‌هايي براي بازي‌هاي گروهي دارند. آن‌ها از بازي در اطاق ناهارخوري، مراقبت از نوزدان، رانندگي، اسب‌سواري، پرواز هواپيما و ... لذت مي‌برند.

بازي بچه‌ها با هم در مورد يکي از اين چيزهاي مورد علاقه‌اشان، طبيعي‌ترين فرصت‌ها براي رشد دوستي و احترام به حقوق يکديگر را در اختيارشان قرار مي‌دهد.

بچه‌ها نياز دارند با اسباب‌بازي‌هاي دل‌خواه‌شان بازي کنند و برنامه‌هايي براي بازي با آن‌ها بريزند: با موم مجسمه بسازند، نقاشي کنند و از مداد رنگي استفاده کنند و بر روي چوب، ميخ بکوبند و ...

از کتاب‌هاي مصوّر لذت مي‌برند و کم‌کم ياد مي‌گيرند از کتاب مواظبت کنند و به‌خصوص به تصاوير و داستان‌هايي که مربوط به فعاليت‌هاي روزمره‌ي زندگي خودشان باشد علاقه‌مند مي‌شوند.

بچه‌ها هم‌چنين احتياج دارند روزها در بيرون از خانه بازي کنند؛ البته در صورتي که به‌اندازه‌ي کافي بزرگ شده و سالم باشند. البته مدت بازي در خارج از خانه به وضع هوا نيز بستگي دارد. در هواي سرد بايد مدت بازي در فضاي آزاد کوتاه باشد. اگر ممکن باشد بهتر است وقتي خورشيد درامد آن‌ها را بيرون ببريد.

وقتي وسايل بازي در جايي باشد که بچه‌هاي کوچک بتوانند به‌آساني به آن دسترسي پيدا کنند اسباب‌بازي‌ها و بازي‌هاي مورد علاقه‌ي خود را انتخاب خواهند کرد. آن‌ها به‌تدريج توانايي مراقبت از خود و وسايل‌شان را نيز پيدا مي‌کنند.



3 – بچه‌ها و هم‌بازي‌هاي‌شان

امروزه در بسياري از خانه‌ها، بچه‌ها فرصت کمي براي وقت‌گذراني با بچه‌هاي هم‌سن و سال خود دارند. در چنين خانه‌هايي مادر بارها مي‌شنوند که بچه‌اش مي‌گويد:

«مامان! من مي‌خواهم با کسي بازي کنم»!

اما وقتي بچه‌اي مي‌آيد نمي‌داند چگونه اسباب‌بازي‌هايش را با او تقسيم کند و خيلي زود کارشان به دعوا مي‌کشد.

يک مهد کودک به چنين کودکي فرصت لازم براي زندگي با بچه‌هاي ديگر و يادگيري بازي و تقسيم اسباب‌بازي‌ها را مي‌دهد. اين يادگيري در رشد کلي بچه، مهم‌ترين چيز است. اگر بخواهيد بچه واقعاً شاد و صميمي باشد نبايد اين يادگيري را به زماني موکول کنيد که بچه آن‌قدر بزرگ شود که بتواند به کودکستان برود.



4 - مواد و وسايل لازم براي بازي

بچه‌اي که در يک محله‌ي شلوغ زندگي مي‌کند پياده‌رو و کوچه و خيابان تنها نقاطي هستند که او در آن‌ها بازي مي‌کند؛ ممکن است پس از ورود به کودکستان استفاده از وسايل بازي را خيلي راحت انجام دهد.

بازي با الاکلنگ، تاب و بالا رفتن از در و ديوار، نيازهاي کودکانه ‌ي او را ارضا کرده و در عين حال عضله‌هايش را رشد مي‌دهند. او ياد مي‌گيرد تعادلش را حفظ کند و فواصل را تشخيص دهد. تعجبي ندارد اگر بعضي از بچه‌ها به هنگام بالا رفتن از نردبان سرسره، آسيب جدي ببينند.

بعضي مردم به رشد گل و گياه خانه‌اشان بيش از رشد بچه‌هاي‌شان اهميت مي‌دهند. تخته‌ها و جعبه‌هاي زايد که به بچه‌ها کمک مي‌کنند تا به بازي‌هاي خلّاقانه بپردازند به‌خاطر آن‌که به زيبايي حياط لطمه مي‌زنند دور ريخته مي‌شوند!

ماهيچه‌هاي بزرگ بچه‌ها از طريق بازي رشد مي‌کنند و اين کار به سلامتي آن‌ها کمک مي‌کند. بازي‌هاي فکري هم براي بچه‌ها جالب‌اند. اين نوع بازي‌ها معمولا! بايد دسته‌جمعي انجام شود.

يک کودکستان مجهز، قطعه‌هاي کائوچويي کوچکي در اختيار بچه‌ها مي‌گذارد که در خانه با آن‌ها چيزهايي بسازند. بازي وسايل هنري مانند: خمير مجسمه‌سازي، رنگ، مداد رنگي، قيچي‌هاي کوچک، چسب و کاغذ، ماهيچه‌هاي کوچک را تقويت مي‌کند.

بازي‌هاي فکري، ميخ کوبيدن و ارّه کردن چوب‌هاي نازک، سبب استفاده از دست‌ها و بازوها مي‌شود. آلات ساده‌ي موسيقي، طبل، دايره زنگي و چيزهايي شبيه اين‌ها براي بچه ها جالب‌اند و به کنترل عضلاني آن‌ها کمک مي‌کنند.

بچه از طريق بازي تجربه مي‌آموزد؛ چيزها را پرت مي‌کند؛ آن‌ها را برمي‌گرداند و از جاي‌شان تکان مي‌دهد. اگر او را به‌خاطر اشتباه‌هاي جزوي سرزنش نکنند و براي ماهرتر شدنش تشويق کنند احساس رضايت‌خاطر خواهد کرد.

ممکن است بچه نتواند کتش را آويزان کند اما اگر قلاب مخصوص آويزان کردن لباس دردسترس او باشد و براي انجام اين کار تشويق شود. آنقدر به اين کار ادامه مي‌دهد تا موفق شود.



5 - بازي‌هاي سنتي ايراني

فرهنگ ايراني بدون شك يكي از غني‌ترين فرهنگ‌ها و ماندگارترين آن‌ها محسوب مي‌شود. جاي‌جاي ايران فعاليت‌هايي براي ارتباط‌هاي اجتماعي به اشكال و انواع مختلف وجود دارد.

يكي از اين فعاليت‌ها، بازي‌ها است كه تعداد بي‌شماري بازي در شهرها و روستاهاي ايران از قديم‌الايام باقي مانده است.

در اين مقاله بنا داريم مجموعه‌اي از معروف‌ترين بازي‌هاي ميداني ايراني را – كه در اردوگاه اجراشدني است – تقديم كنيم.



توپ کوچک

نام محلي
توپ عَرَبي

اهداف کلي
دقت و هوشياري، سرعت عکس‌العمل‌ها، چابکي و چالاکي

اهداف جزوي
آموزش هدف‌گيري، تمرکز حواس

تعداد بازيکن
حداقل 6 نفر

سن بازيکنان
11 الي 15 ساله

ابزار لازم
يک عدد توپ تنيس و يک قطعه گچ

محوطه‌ي بازي
سالن يا حياط مدرسه

شرح بازي
ابتدا دو بازيکن به‌عنوان سرگروه انتخاب و به‌طور مساوي يارگيري مي‌کنند. سپس در دو سوي محوطه‌ي بازي، محل‌هايي را به‌شکل دايره يا نيم‌دايره و يا مربع به‌عنوان جايگاه (يا پناهگاه) با گچ خط‌کشي مي‌کنند.

به قيد قرعه يا شير و خط يکي از دو گروه در داخل جايگاه شماره‌ي 1 و گروه ديگر در محوطه‌ي بازي به‌صورت پراکنده قرار مي‌گيرند.

در اين حال شروع بازي اعلام مي‌شود و سردسته‌ي گروه پراکنده، وظيفه دارد توپ را بالاي سر بازيکنان گروه مستقر در جايگاه يا پناهگاه شماره‌ي 1 پرتاب کند و يکي از آن‌ها پس از وارد کردن ضربه به توپ و دور کردن آن سريعاً خود را به جايگاه شماره‌ي 2 برساند.

ساير اعضاي گروه پراکنده براساس وظيفه بايد فوراً با تصاحب توپ و زدن ضربه به حريف دونده، بازي را به‌نفع گروه خود تغيير دهند و جاي و نقش دو گروه عوض شود و تا موقعي که اصابت توپي انجام نشده باشد اين عمل پرتاب با يکايک گروه جايگاه انجام مي‌گيرد.

چون اجراي بازي هميشه از جايگاه شماره‌ي 1 شروع مي‌شود پس بايد آن‌هايي که در جايگاه شماره‌ي 2 جاي گرفته‌اند در فرصت‌هاي مناسبي که ياران‌شان پديد مي‌آورند به جايگاه شماره‌ي 1 بازگردند تا آن‌جا خالي نماند و بازي را ادامه دهند و الّا توسط گروه مقابل آن‌جا اشغال شده و دور دوم را شروع خواهند کرد و بازيکني که پس از دفع توپ نتواند و يا احساس خطر کند و جايگاه را ترک نکند به‌عنوان بازيکن سوخته در کنار محوطه مي‌ايستد.

ياداوري
اگر در هنگام انتقال بازيکني از جايگاه شماره‌ي 1 به 2 و بالعکس مورد اصابت توپ قرار گيرد بازي تمام و جاي دو گروه عوض مي‌شود.

و چنان‌چه اگر يکي از بازيکنان هنگام انتقال توپ پرتاب‌شده از سوي گروه پراکنده قبل از برخورد با زمين پاس بگيرد تمامي ياران سوخته خود را احيا مي‌کند و دوباره همه‌ي آن‌ها در جايگاه شماره‌ي 1 قرار مي‌گيرند و بازي ادامه مي‌يابد.

نکته
اين بازي به‌شکل ديگري با يک گرگ مهاجم و چند پناهنده اجرا مي‌شود. گرگ توپ به‌دست در مقابل جايگاه شماره‌ي 1 و سايرين در داخل آن پناهنده مي‌شوند.

به‌دستور يکايک، گرگ توپ را به طرف‌شان پرتاب مي‌کند تا با ضربه‌ي دست آن از دسترس دور کنند و خود را به جايگاه شماره‌ي 2 برسانند.

ولي چنان‌چه گرگ بعد از تصاحب توپ دفع شده بازيکن دونده را مورد هدف قرار دهد جايش را در پناهگاه مي‌گيرد و گرگ تازه‌ي بازي با پرتاب توپ بازي را ادامه مي‌دهد و ...


نتيجه‌ي بازي
اين بازي ضمن ايجاد شور و نشاط و آموزش کارهاي دسته‌جمعي چون با بخت حتي يکي از بازيکنان موجب برکناري تمامي اعضاي گروهش مي‌شود بنابراين نقش و تلاش او براي بقا و احياي گروهش اهميت يافته و به‌طور ملموسي، احساس‌هاي عاليه‌ي انساني را در کودک برمي‌انگيزد.



تور ماهيگيري

نام محلي
تور ماهيگيري

اهداف کلي
پرورش دقت، هوشياري، مديريت و تقويت عضله‌هاي کتف و بازو

اهداف جزوي
چابکي و چالاکي

تعداد بازيکن
20 الي 40 نفر

سن بازيکنان
7 الي 14 ساله

ابزار لازم
ندارد

محوطه‌ي بازي
محدوده‌اي به‌ابعاد 20 × 25 متر يا بيش‌تر که بستگي به تعداد بازيکنان دارد.

شرح بازي
بچه‌هاي داوطلب بازي در محوطه گردهم آمده و يکي را به‌عنوان «ماهيگير» - که مديريت و رهبري بازي را در طول بازي به‌عهده دارد - انتخاب مي‌کنند و سپس همگي در محدوده‌اي که به‌نام «دريا» خط‌کشي کرده‌اند هم‌چون: «ماهي» پراکنده مي‌شوند.

پس از اعلام شروع بازي توسط مربي، «ماهيگير» به تعقيب آن‌ها پرداخته و با سعي و کوشش يکي از آن‌ها را به‌دست لمس مي‌کند. وي به «ماهيگير» پيوسته و اين‌بار دست‌در‌دست هم 2 نفري به صيد ماهي مي‌پردازند تا اين‌که بالاخره با دست‌هاي کناري که آزاد هستند يکي ديگر را لمس مي‌کنند.

3 نفر که شدند باز دست‌در‌دست هم 2 نفر کناري با دست‌هاي آزاد به صيد ماهي پرداخته بازي را دنبال مي‌کنند.

با هر صيد، از تعداد ماهي‌ها کاسته و بر طول تور ماهيگيري افزوده مي‌شود.

همکاري و هماهنگي بايد به‌حدي باشد که تور از هم پاره نشود و با سرعت بيش‌تري ماهي بگيرند و در اين ميان وقتي ماهي‌ها احساس خطر مي‌کنند مي‌توانند از لابه‌لاي بچه‌ها يعني فضاي خالي بين دست‌هاي‌شان عبور کرده و در پشت تور قرار بگيرند.

در جريان بازي، بچه‌هاي زيرک و باهوش هميشه در پشت تور ظاهر مي‌شوند.

نتيجه‌ي بازي
کودکان با اجراي اين بازي ضمن دستيابي آن‌چه در اهداف آمده است راه‌هاي گريز از خطر و حفظ جان را مي‌آموزند.



جادوگر)

نام محلي
جادوگر

اهداف کلي
کنترل و تمرکز حواس، پرورش توانايي‌هاي مديريت و اطلاعات و برقراري رابطه

اهداف جزوي
آموزش مفاهيم چپ و ... و زير و ... و ايجاد هماهنگي در حرکت‌هاي دسته‌جمعي و تقليد رفتاري و ...

تعداد بازيکن
محدوديتي ندارد

سن بازيکنان
6 الي 9 ساله

ابزار لازم
قطعه چوبي به‌طول 15 و به‌قطر 2 سانتي‌متر

محوطه‌ي بازي
حداقل 10 × 10 متر

شرح بازي
مربي يا معلم ورزش کودکان علاقه‌مند را دورهم جمع مي‌کند و محدوده‌ي مربعي را به‌ابعاد 10 × 10 متر (و يا 15 × 15 متر که متناسب با سن و سال و تعداد بازيکنان است) خط‌کشي مي‌کند.

سپس يکي از آن‌ها را که قبلاً اين بازي را انجام داده و مهارت لازم را دارد به‌عنوان «جادوگر» انتخاب کرده در وسط ميدان بازي قرار مي‌دهد و بقيه را در چهار دسته‌ي متفاوت در چهار گوشه‌ي زمين مستقر مي‌کند.

مقررات بازي
آن‌گاه علايم و مقررات بازي وظايف جادوگر و سايرين را شرح مي‌دهد:

1 - کار «جادوگر» اين است که اولاً: با حرکت دادن چوب‌دستي به‌حالت دعوت، بازيکنان را از چهار سو به قسمت‌هاي مرکزي محوطه‌ي بازي بکشاند تا آزادانه بگردند ...

2 – بچه‌ها با توجه به اشاره‌ها و جهت‌هاي چوب «جادوگر»، حرکت‌هاي خود را هماهنگ مي‌کنند؛ يعني «جادوگر» هرسويي را اشاره کند حرکت در آن‌سو انجام مي‌پذيرد و يا با هر ضربه‌ي آن به زمين، بچه‌ها بايد بجهند و يا وقتي چوب‌دستي را بالاي سرش رو به آسمان مي‌گيرد همه بايد روي پنجه‌هاي پا ايستاده دست‌ها و بدن خود را بالا بکشند و يا هر وقت آن را کج مي‌گيرد همه بايد هم‌سو با چوب بدن خود را کج کنند و يا وقتي سر چوب‌دستي را به زمين تکيه مي‌دهد همه بايد روي پنجه‌ي پا بنشينند و ...

و وقتي آن را به‌صورت افقي مي‌گيرد همه بايد چهار دست و پا راه بروند و بنا به‌دستور «جادوگر» صداي حيواني را که نام مي‌برد تقليد کنند.

3 - هرگاه چوب «جادوگر» بنا به‌دلايلي از دستش رها شود و بر زمين افتد طلسم مي‌شکند و جادو خنثي مي‌شود و بچه‌ها به‌خود مي‌آيند و به گوشه‌ها پناه مي‌برند.

4 - «جادوگر» نيز سعي در تعقيب و لمس يکي از آن‌ها دارد تا «جادوگر» جديد مشخص شود.

5 - اگر توانست يکي را بزند «جادوگر» جديد به‌همين طريق بازي را شروع و ادامه مي‌دهد؛ ولي اگر نتوانست بچه‌هاي رها شده از طلسم براي آزار و اذيت «جادوگر» کف مي‌زنند و با ريتم چنين مي‌خوانند:
«آهاي، آهاي جادوگر، جادو رو خنثي کرديم»!

و در عين حال از گوشه‌اي به گوشه‌اي فرار مي‌کنند و عبارت فوق را تکرار مي‌کنند.

در اين مرحله، بازي از شور و نشاط بيش‌تري برخوردار است و هر آن‌چه از دست «جادوگر» کشيده بودند با عصباني و خسته کردن او تلافي مي‌کنند.

نکته‌ها
1 - اين بازي از بازي‌هاي رايج در «اهر» و روستاهاي حومه است.

2 - مربي يا معلم ورزش مي‌تواند بسته به سليقه و ذوق و ابتکار و هر آن‌چه در آموزش‌هاي تئوري کودک تقدم دارد علايم بيش‌تري را در ارتباط با چوب‌دستي جادوگر بگنجاند و لطف و صفاي بازي را غني‌تر و ميل و رغبت کودکان را نسبت به اجراي اين بازي بيش‌تر کند.

نتيجه‌ي بازي
اين بازي ضمن آن‌چه در بندبند اهداف و شرح و نکته‌ها آمده است ذهن کودک را براي درک و تشخيص مفاهيم زشت و زيبا، خوب و بد، اسارت و رهايي، جبر و اختيار، قانون و مقررات و ساير موارد مشابه در زندگي پرورش مي‌دهد.



جوجويينه

نام محلي
جوجويينه

اهداف کلي
تقويت جسمي، تعاون و همکاري، سازگاري با اجتماع

اهداف جزوي
دقت و تيزبيني

تعداد بازيکن
حداقل 6 نفر

سن بازيکنان
6 الي 14 ساله

ابزار لازم
ندارد

محوطه‌ي بازي
مکاني مانند: باغ يا کوچه

شرح بازي
اجراي اين بازي مانند: موشک است؛ منتهي با اين تفاوت که به‌صورت گروهي بوده و به‌جاي «سُک‌سُک» لفظ «جوجو» گفته مي‌شود.

به قيد قرعه، اعضاي گروهي بنا به‌دستور سرگروه در جاهاي مختلف مخفي مي‌شوند و بدون اجازه‌ي او حق بيرون آمدن ندارند و افراد گروه ديگر به جستجوي آن‌ها مي‌پردازند.

بعد از ديدن‌ها و دويدن‌ها و جوجو کردن‌ها در نهايت هرکدام از دو گروه، افراد موفق (يا جوجو کرده) بيش‌تر داشته باشد گروه برنده شناخته مي‌شود و در دور بعدي امتياز قايم شدن با آن‌ها است.

نکته
اجراي اين بازي در توابع شهرستان «سقز» رايج است.

نتيجه‌ي بازي
با اجراي اين بازي، کودک خوي اجتماعي بودن و اجتماعي زيستن به‌خود مي گيرد و چون مجبور به اطاعت از مافوق است عقده‌هاي خودبرتربيني تضعيف شده و روحيه‌ي اتحاد و ايثار تقويت مي‌شود.

اين بازي هم‌چون «قايم‌موشک» از بازي‌هاي عصر و شبانه است و در نتيجه حس ترس از تاريکي‌ها را از بين مي‌برد.




جوراب بازي

نام محلي
جورابين

اهداف کلي
تقويت قدرت تصميم‌گيري، ايجاد روحيه‌ي همکاري و درک اهميت مشورت

اهداف جزوي
پُر کردن اوقات فراغت و به‌وجود آوردن محيطي صميمي

تعداد بازيکن
محدوديتي ندارد

سن بازيکنان
محدوديتي ندارد

ابزار لازم
10 عدد جوراب مردانه‌ي بزرگ و يک پوکه‌ي خالي گلوله و يا هر چيزي مانند آن

محوطه‌ي بازي
محدوديتي ندارد

شرح بازي
10 جوراب مردانه‌ي بزرگ را به‌صورت دهانه‌باز در دو رديف 5تايي مي‌چينيم و يک پوکه را در کنار آن‌ها مي‌گذاريم.

بازيکنان در دو گروه، طرفين جوراب‌ها مي‌نشينند.

يکي از افراد گروهي، دو جوراب برمي‌دارد و پوکه را در داخل يکي از آن‌ها قرار مي‌دهد. اگر گروه مقابل آن را يافت بازي را شروع خواهد کرد و الا آن يکي گروه شروع‌کننده‌ي بازي است.

فردي از گروه اول يا شروع‌کننده جورابها را پيش‌کشيده و دهانه‌هاي‌شان را بازمي‌کند و پوکه را طوري ميان دست و انگشت‌هايش مي‌گيرد که ديده نشود.

سپس دستش را توي يکايک آن‌ها – مانند کسي که داخل آن‌ها را مي‌کاود – فرومي‌کند و بيرون مي‌کشد و در عين حال پوکه را در داخل يکي جامي‌گذارد.

افراد گروه حريف با هوشياري و تمرکز حواس، حرکت دست‌ها و انگشتان او را زيرنظر دارند و در انديشه‌ي تعقيب و يافتن پوکه هستند و در نهايت با مصلحت و مشورت، سردسته يکي از جوراب‌ها را انتخاب کرده برمي‌دارد و اگر جوراب حاوي آن‌چيز باشد 10 امتياز کسب مي‌کنند و خيلي راحت کنترل بازي را دردست مي‌گيرند و در حقيقت آن‌ها دوباره پوکه را در داخل جوراب‌ها پنهان مي‌کنند.

ولي اگر آن جوراب خالي باش، بايد از ميان 9 جوراب باقي‌مانده، جورابي را بردارند که خالي باشد و الا 9 امتياز از دست مي‌دهند و ادامه‌ي بازي را به آن‌ها وامي‌گذارند.

حال اگر خالي بود بايد از 8 جوراب باقي‌مانده يک جوراب خالي ديگر را انتخاب کرده و بردارند.

... و بدين‌ترتيب بايد در هر مقطعي جورابي را که فاقد پوکه باشد بردارند و الا به تعداد جوراب‌هاي باقي‌مانده امتياز از دست مي‌دهند و بازي را واگذار مي‌كنند.
البته اين کار را تا زماني ادامه مي‌دهند که فقط 2 جوراب مانده باشد.

تا اين‌جا، گروهي که مخفي‌کننده بودند همين‌طور نشسته‌اند و گروه دوم با مصلحت و مشورت، جوراب‌ها را يکي پس از ديگري انتخاب مي‌کنند.

اگر در وهله‌ي اول نتواستند با انتخاب صحيح و پيدا کردن جوراب حاوي پوکه 10 امتياز را کسب کنند حال با هر احتياط و حوصله‌اي از 9 جوراب باقي‌مانده 7 تا را به‌طور صحيح يعني خالي انتخاب کرده و برداشته‌اند.

و اکنون دو گروه مقابل هم و 2 جوراب در وسط يکي پُر و ديگري خالي.

در اين مرحله گروه دوم يا انتخاب‌کننده بايد جوراب حاوي پوکه را انتخاب کنند و بردارند تا برنده شوند و در دور بعدي، پوکه را داخل يکي از 10 جوراب مخفي کرده بازي را بگردانند؛ همانند دور اول بايد به جستجوي پوکه‌ي گمشده بگردند.

در خاتمه گروهي برنده است که ميزان امتيازهايش را به 101 يا هر عدد قراردادي ديگر برساند.

نکته
اين بازي اکنون رايج‌ترين بازي و سرگرمي جوانان و نوجوانان منطقه‌ي کردستان است و در شب‌هاي زمستان و رمضان اجرا مي‌شود.

گاه ديده شده که جوراب‌بازهاي روستايي به روستاي ديگر دعوت مي‌شوند و يک بازي چند شبانه‌روز به‌طول مي‌انجامد!

نتيجه‌ي بازي
فرد با انجام اين بازي ضمن دستيابي به اهداف قيد شده اهميت نظم و مشورت و قدرت تجسم و حدس و پيامد انجام اموري را که مورد تأييد و تحسين و يا انتقاد مردم باشد عيان مي‌کند.



جوراب بازي

نام محلي
جورابين

اهداف کلي
تقويت قدرت تصميم‌گيري، ايجاد روحيه‌ي همکاري و درک اهميت مشورت

اهداف جزوي
پُر کردن اوقات فراغت و به‌وجود آوردن محيطي صميمي

تعداد بازيکن
محدوديتي ندارد

سن بازيکنان
محدوديتي ندارد

ابزار لازم
10 عدد جوراب مردانه‌ي بزرگ و يک پوکه‌ي خالي گلوله و يا هر چيزي مانند آن

محوطه‌ي بازي
محدوديتي ندارد

شرح بازي
10 جوراب مردانه‌ي بزرگ را به‌صورت دهانه‌باز در دو رديف 5تايي مي‌چينيم و يک پوکه را در کنار آن‌ها مي‌گذاريم.

بازيکنان در دو گروه، طرفين جوراب‌ها مي‌نشينند.

يکي از افراد گروهي، دو جوراب برمي‌دارد و پوکه را در داخل يکي از آن‌ها قرار مي‌دهد. اگر گروه مقابل آن را يافت بازي را شروع خواهد کرد و الا آن يکي گروه شروع‌کننده‌ي بازي است.

فردي از گروه اول يا شروع‌کننده جوراب‌ها را پيش‌کشيده و دهانه‌هاي‌شان را بازمي‌کند و پوکه را طوري ميان دست و انگشت‌هايش مي‌گيرد که ديده نشود.

سپس دستش را توي يکايک آن‌ها – مانند کسي که داخل آن‌ها را مي‌کاود – فرومي‌کند و بيرون مي‌کشد و در عين حال پوکه را در داخل يکي جامي‌گذارد.

افراد گروه حريف با هوشياري و تمرکز حواس، حرکت دست‌ها و انگشتان او را زيرنظر دارند و در انديشه‌ي تعقيب و يافتن پوکه هستند و در نهايت با مصلحت و مشورت، سردسته يکي از جوراب‌ها را انتخاب کرده برمي‌دارد و اگر جوراب حاوي آن‌چيز باشد 10 امتياز کسب مي‌کنند و خيلي راحت کنترل بازي را دردست مي‌گيرند و در حقيقت آن‌ها دوباره پوکه را در داخل جوراب‌ها پنهان مي‌کنند.

ولي اگر آن جوراب خالي باش، بايد از ميان 9 جوراب باقي‌مانده، جورابي را بردارند که خالي باشد و الا 9 امتياز از دست مي‌دهند و ادامه‌ي بازي را به آن‌ها وامي‌گذارند.

حال اگر خالي بود بايد از 8 جوراب باقي‌مانده يک جوراب خالي ديگر را انتخاب کرده و بردارند.

... و بدين‌ترتيب بايد در هر مقطعي جورابي را که فاقد پوکه باشد بردارند و الا به تعداد جوراب‌هاي باقي‌مانده امتياز از دست مي‌دهند و بازي را واگذار مي‌كنند.
البته اين کار را تا زماني ادامه مي‌دهند که فقط 2 جوراب مانده باشد.

تا اين‌جا، گروهي که مخفي‌کننده بودند همين‌طور نشسته‌اند و گروه دوم با مصلحت و مشورت، جوراب‌ها را يکي پس از ديگري انتخاب مي‌کنند.

اگر در وهله‌ي اول نتواستند با انتخاب صحيح و پيدا کردن جوراب حاوي پوکه 10 امتياز را کسب کنند حال با هر احتياط و حوصله‌اي از 9 جوراب باقي‌مانده 7 تا را به‌طور صحيح يعني خالي انتخاب کرده و برداشته‌اند.

و اکنون دو گروه مقابل هم و 2 جوراب در وسط يکي پُر و ديگري خالي.

در اين مرحله گروه دوم يا انتخاب‌کننده بايد جوراب حاوي پوکه را انتخاب کنند و بردارند تا برنده شوند و در دور بعدي، پوکه را داخل يکي از 10 جوراب مخفي کرده بازي را بگردانند؛ همانند دور اول بايد به جستجوي پوکه‌ي گمشده بگردند.

در خاتمه گروهي برنده است که ميزان امتيازهايش را به 101 يا هر عدد قراردادي ديگر برساند.

نکته‌ها
اين بازي اکنون رايج‌ترين بازي و سرگرمي جوانان و نوجوانان منطقه‌ي کردستان است و در شب‌هاي زمستان و رمضان اجرا مي‌شود.

گاه ديده شده که جوراب‌بازهاي روستايي به روستاي ديگر دعوت مي‌شوند و يک بازي چند شبانه‌روز به‌طول مي‌انجامد!

نتيجه‌ي بازي

فرد با انجام اين بازي ضمن دستيابي به اهداف قيد شده اهميت نظم و مشورت و قدرت تجسم و حدس و پيامد انجام اموري را که مورد تأييد و تحسين و يا انتقاد مردم باشد عيان مي‌کند.




جهت‌يابي

نام محلي
جهت‌يابي

اهداف کلي
پرورش روحيه‌ي صداقت و راستگويي، آموزش رعايت مقررات و بهبود عمل‌ها و عکس‌العمل‌ها

اهداف جزوي
آشنايي با جهت‌هاي جلو، عقب، چپ، راست و کنترل تعادلي بدن

تعداد بازيکن
10 الي 40 نفر

سن بازيکنان
9 الي 13 ساله

ابزار لازم
ندارد

محوطه‌ي بازي
حداقل 15 × 10 متر ترجيحاً حياط مدرسه

شرح بازي
معلم يا مربي بازيکنان را به‌صورت پراکنده در حياط مدرسه يا محوطه‌ي بازي آرايش مي‌دهد؛ به‌طوري که نسبت به تمامي آن‌ها ديد کافي داشته باشد.

آن‌گاه قوانين و مقررات بازي را که نوعي دويدن گروهي است به آن‌ها شرح داده و مي‌خواهد که هرکدام نتوانست مرحله‌اي از بازي را به‌جاي آورد خودشان را کنار بکشند.

حال مربي در حالي که در مقابل آن‌ها اين سوي و آن سوي در حرکت است بازيکنان را متوجه مي‌سازد که فقط در امتداد اشاره‌ي دست بدوند.

بازيکنان بايد توجه داشته باشند که جهت اشاره‌ي دست ملاک است و نبايد جهت حرکت مربي آن‌ها را فريب دهد و اشتباه كرده و اخراج شوند.

سپس براي تنوع و شيريني بازي، مربي از بچه‌ها مي‌خواهد در خلاف جهت اشاره‌ي دست بدوند.

بازي هم‌چنان ادامه مي‌يابد تا با برکناري يکايک آن‌ها، نفر نهايي بازي مي‌تواند از نو شروع كند.

اين بازي چون با سرعت عمل انجام مي‌گيرد بازيکنان اخراجي مدت زمان زيادي را از بازي دور نخواهند بود.

نتيجه‌ي بازي
به‌طور کلي اين بازي حس کنجکاوي کودک را بعد از اخراج برمي‌انگيزد تا قوه‌ي ابتکارش را تحريک کند. در اين بازي، بازيکن سعي دارد قدرت مقاومت خود را در برابر مشکلات بالا ببرد که اعتماد به نفس را به‌دنبال خواهد داشت.

در آن‌جا چون مربي از بازيکنان مي‌خواهد که به‌محض خطا خودشان کنار بکشند و با انجام اين عمل از سوي مربي يا معلم تمجيد مي‌شوند بچه‌ها به صداقت و راستگويي علاقه‌مند مي‌شوند.

و چون هر لحظه امکان اين‌که با تغيير جهت اشاره‌ي دست از سوي مربي، تغيير مسير حرکت بدهند سرعت بيش‌تري مي‌طلبد و در نتيجه در انجام عمل‌ها و عکس‌العمل‌ها بهبود حاصل مي‌شود.



چاله‌ي شيطان (شيطانک)

نام محلي
مات شيطان (شيطان ماتي)

اهداف کلي
بهبود استقامت بدن، تقويت عضله‌هاي پا، هماهنگي اعصاب و اعضاي بدن

اهداف جزوي
دقت در نشانه‌گيري و تمرکز حواس

تعداد بازيکن
3 الي 8 نفر

سن بازيکنان
7 الي 13 ساله

ابزار لازم
يک عدد توپ کوچک مانند: تنيس

محوطه‌ي بازي
حداقل 10 × 5 متر

شرح بازي
بعد از مشخص کردن محدوده‌ي زمين بازي در يک طرف آن، گودال کوچکي به‌صورت چاله - که تقريباً به‌اندازه‌ي قطر توپ است – مي‌کَنَند که نامش «خانه» يا «مات شيطان» است.

در اطراف خانه‌ي شيطان به‌تعداد بازيکن‌ها، چاله‌هايي با همان کيفيت ايجاد مي‌شوند که هرکدام به يکي اختصاص دارد و خود در کنارشان مي‌ايستند.
يکي به قيد قرعه از فاصله‌ي 5/1 متري به‌طور نشسته، توپ را روي زمين گذاشته و به‌سوي چاله‌ها مي‌غلطاند که ممکن است يکي از چهار حالت زير پيش بيايد:
1 - به هيچ‌کدام از چاله‌ها نيافتد در اين صورت: باز حق غلطاندن توپ را دارد.

2 - به چاله‌ي متعلق به خود بيافتد در اين صورت: باز دوباره آن را مي‌غلطاند.

3 - به چاله‌ي يکي ديگر از بازيکنان بيافتد: در آن صورت بايد صاحب گودال را روي کولش بگيرد و اين‌بار با دقت و تمرکز حواس بيش‌تري توپ را بغلطاند.

4 - و اگر توپ در خانه يا چاله‌ي شيطان قرار گرفت به‌عنوان «شيطان» فوراً به‌طرف «توپ» دويده آن را برمي‌دارد و به‌طرف ساير بازيکنان پرتاب کند تا يکي از آن‌ها را بزند و از نقطه‌ي برخورد تا کنار چاله‌ها از او سواري کول بگيرد و بازيکني که مورد اصابت توپ قرار گرفته بعد از سواري دادن روي خط شروع بازي مي‌ايستد و به‌عنوان «شيطان» توپ را مي‌غلطاند.

بديهي است وقتي توپي روي زمين بازي به‌طرف چاله‌ها مي‌غلطد بازيکنان نظاره‌گر کنار چاله‌ها منتظر نتيجه هستند تا چنان‌چه اگر توپ در چاله‌ي شيطان افتا، فرار را بر قرار ترجيح دهند و از ضربه‌ي توپ شيطان و سواري دادن و شيطان شدن و غيره درامان باشند.

اين بازي محدوديت زماني ندارد.

نکته
اين بازي به‌دليل اين‌که در زمين‌هاي کاشي و اسفالت امکان‌پذير نيست لذا به‌همين خاطر سال‌هاست که به بوته‌ي فراموشي سپرده شده است!

نتيجه‌ي بازي
اين بازي ضمن سرگرم كردن بچه‌ها، مهارت‌هايي را در نشانه‌روي و دقت نگاه و استقامت حمل و تعادل بدني کسب مي‌کنند.



چوگان

آيا مي‌دانيد «چوگان» قديمي‌ترين بازي دنيا در ايران ابداع شده است؟!

نام محلي
کُپ

اهداف کلي
تعاون و همکاري، دقت و هوشياري و تقويت اندام‌ها

اهداف جزوي
تمرکز حواس، ايجاد سرعت عمل، کسب مهارت در نشانه‌گيري

تعداد بازيکن
حداقل دو گروه 5 نفره

سن بازيکنان
محدوديتي ندارد

ابزار لازم
5 عدد چوب‌ دستي، يک عدد گوي چوبي يا پلاستيکي

محوطه‌ي بازي
روي زميني صاف و وسيع که در وسط آن يک دايره به قطر 4 متر و در مرکز آن چاله‌اي به‌قطر 40 و عمق 20 سانتي‌متر حفر شده است.

شرح بازي
ابتدا هريک از گروه‌هاي شرکت‌کننده يک‌نفر از بازيکنان خود را که از لحاظ هوش و قدرت بدني برتر باشد به‌عنوان «سرگروه» انتخاب مي‌کنند.

هر کدام از آن‌ها به‌نوبت در مرکز دايره قرار گرفته و توپي را که در فاصله‌ي 10 قدمي چاله قرار دارد با چوب دستي نشانه مي‌روند و هرکدام بتواند آن را بزند در داخل دايره و آن يکي گروه در خارج از دايره مستقر خواهند شد.

شروع بازي به اين شکل است که افراد گروه خارج از دايره به‌نوبت توپ را با دست ‌به‌سمت چاله که منظور، انداختن به داخل آن است پرتاب مي‌کنند و اگر موفق شوند بازي را به‌نفع خود تغيير مي‌دهند و اما وظيفه‌ي گروه داخل دايره، حراست و مراقبت از چاله است که توپ يا گوي پرتاب شده در آن نيافتد و به‌همين جهت سرگروه در کنار چاله مراقب است و چهار نفر ديگر در اطراف چاله مانع رسيدن آن مي‌شوند؛ يعني آن را به‌وسيله‌ي ضربه‌ها چوب دستي از مرکز دايره دور مي‌کنند.

چنان‌چه اگر يکي از افراد گروه داخل دايره در حين بازي غفلتاً از دايره خارج شود يکي از بازيکنان گروه ديگر مي‌تواند با اعلام کردن موضوع پايش را به درون بگذارد و گردش بازي را به‌نفع گروه خود تغيير دهد و براي همين است که هميشه يکي دو نفر از آن‌ها نزديک به خط محيط دايره مي‌ايستند تا در صورت به‌وجود آمدن چنين وضعي وارد دايره شوند.

نکته‌ها
از بازي‌هاي سنتي آذربايجان غرب، به‌خصوص شهرستان «شاهين‌دژ»، بازي چوگان است و هنوز هم بين کودکان و نوجوانان رواج دارد. قدمت آن در اين شهرستان تا عصر ساسانيان تخمين زده مي‌شود و از چوگان شاهزادگان آن سلسله الهام گرفته شده است.

نتيجه‌ي بازي
چون اين بازي به‌صورت گروهي اجرا مي‌شود بازيکنان به اهميت همکاري و هم‌فکري در کارها پي برده و مراقبت از حريم خانه را در بازي تجربه مي‌کنند.



چيستان (قلندر آي قلندر)

نام محلي
يالان پالان

اهداف کلي
آشنايي با خصوصيات پرندگان و ساير جانوران، دقت و هوشياري، درک مفاهيم قانون و اطاعت از مجريان آن

اهداف جزوي
انجام ورزش و ايجاد شور و نشاط

تعداد بازيکن
حداقل 6 نفر

سن بازيکنان
6 الي 14 ساله

ابزار لازم
يک دستمال و يک کمربند

محوطه‌ي بازي
جايي مانند محوطه‌ي اردوگاه يا حياط مدرسه

شرح بازي
بچه‌هاي علاقه‌مند دور هم جمع شده و با مشاوره يکي را به‌عنوان «قلندر» که آشنا به طرح چيستان و عبارت و پانتوميم است انتخاب مي‌کنند.

«قلندر» همه را به‌ترتيب قرعه به صف مي‌کند و شلاق را به نفر اول تحويل مي‌دهد.

سپس چيستاني را همراه با حرکت دست‌ها و چشم و صورت و غيره مطرح مي‌کند و بعد از پايان هر جمله‌اي، آن بچه‌ها با هم مي‌گويند:
«قلندر آي قلندر»!

و اگر چيستان به زبان محلي باشد بچه‌ها خواهند گفت:
«لي گله‌هاي، لي گله»

خلاصه وقتي چيستان به آخر رسيد و به فرض جواب آن «عقاب» باشد ولي نفر اول به‌فرض بگويد:
«کلاغ»

«قلندر» مي‌گويد:
«کمر را بده به کلاغ»!

اگر او بگويد:
«... کمر را بده به ...»

و همين‌طور دست‌به‌دست مي‌گردد تا اين‌که بالاخره يکي خواهد توانست جواب را پيدا کند و نام «عقاب» را ذکر کند که بنا به‌دستور «قلندر» (چال چاداسين) به پراکندن و شلاق زدن بچه‌ها از ناحيه‌ي پايين‌تنه مي‌پردازد و آن‌ها نيز سعي در فرار و گريز دارند تا شلاق نخورند.

«قلندر» مي‌تواند در لحظه‌هاي شيرين بازي بگويد:
«يالاندور» (دروغ است)!

که يابنده بايد فوراً خود را به محضر «قلندر» برساند و «سلام‌عليکم» بگويد که اگر موفق شود باز با فرماني تازه با شلاق به جان آن‌ها خواهد افتاد و اما آن‌ها با شنيدن لفظ:
«دروغ است» (يالاندور)!
بيکار ننشسته و با سعي در دستگيري و بستن چشم‌هايش و ... پيش قلندر مي‌آورند.

«قلندر» مي‌پرسد:
«کمربند را چه کرده‌اي؟ چه کسي چشمانت را بست؟ چه کسي تو را پيش مي‌آورد»؟

اگر جواب 2 تا 3 سؤال صحيح بود چشمانش را بازمي‌کنند و الا بعد از خوردن شلاق از ناحيه‌ي پا، چشمانش را باز خواهند کرد.

سپس تشکيل صف داده چيستاني ديگر مطرح مي‌شود:
«بير قوشوم وار بوخرتنه، ديمديگي وار بوخرتنه
قانادلاري بوخرتنه، گوزلري واربوخرتنه
گويدن با خار، هر شيئي گورَر
دوشاني گوروب، انيب ييير»

جواب:
«عقاب»

سؤال:
«بير قوشوم وار بوخرتنه، ديمديگي وار بوخرتنه
سينه سي وار، ساري ساري، سَن دِ گيننَ، نَدور آدي»!

جواب:
بلبل.

نکته
نام ديگر آن «لي گله‌ها»، «لِي گله» بوده و در بعضي نقاط آذربايجان اين بازي با نام «اِئلّلربيلر، سلام‌عليکم» مشهور است.

نتيجه‌ي بازي
چنان‌چه از روند بازي پيداست و مربي برحسب ذوق و سليقه با در نظر گرفتن مقاطع سني دانش‌اموزان مي‌تواند چيستان‌هايي را شعرگونه در بازي همراه با پانتوميم طرح کند تا موجب شکوفايي استعدادهاي هنري و ادبي و علمي کودکان شود.

چي مال چيه

نام محلي
چي مال چيه؟

اهداف کلي
بالا بردن سطح دانش و تشخيص کودکان، يادگيري نظم ترتيب

اهداف جزوي
ايجاد حس رقابت

تعداد بازيکن
محدوديتي ندارد

سن بازيکنان
6 الي 9 ساله

ابزار لازم
ندارد

محوطه‌ي بازي
جايي مانند اطاق

شرح بازي
مربي بچه‌ها را دور خود جمع کرده (و يا اگر کلاس باشد روي صندلي‌ها مي‌نشينند).

چهار کلمه را که به‌نحوي مربوط به‌هم هستند ذکر مي‌کند. کودک بعد از شنيدن کلمه‌ها بايد رابطه‌ي بين آن‌ها را بيابد و در دو عنوان که در هر کدام دو کلمه مربوط به‌هم است جواب دهد.

براي مثال:
مربي
دريا، اسب، ماهي، خشکي

کودک
ماهي مال دريا، اسب مال خشکي

مربي
صندلي، عينک، چشم، ميز

کودک
صندلي مال ميز، عينک مال چشم

مربي به‌نوبت با همه‌ي آن‌ها بازي مي‌کند و اگر تعداد بازيکنان زياد باشد مي‌تواند براي ايجاد رقابت سازنده و سالم، کودکي را که نتوانسته جواب صحيح بدهد از دور بازي کنار بگذارد تا بقيه دقت بيش‌تري از خود نشان دهند.

بازي ادامه مي‌يابد تا اين‌که يکي پس از ديگري در اثر اشتباه سوخته نفر آخر برنده‌ي بازي است.

نتيجه‌ي بازي
کودک با اجراي اين بازي بسياري از ناشناخته‌هاي محيط‌زيست خود را شناسايي و در ذهن خود، آن‌ها را تجسم خواهد کرد؛ گويي که قصه‌اي را مي‌شنود.


خرگوش و شکارچي (خرگوش بي‌لانه)

نام محلي
يوواتُوتدي (دُوشان اُيوني)

اهداف کلي
بهبود سرعت در انجام عمل‌ها و عکس‌العمل‌ها، توانايي تصميم‌گيري در زمان کوتاه

اهداف جزوي
تقويت هوشياري و تضعيف عادت غفلت و تأخير

تعداد بازيکن
5 نفر به بالا

سن بازيکنان
8 الي 14 ساله

ابزار لازم
يک قطعه گچ

محوطه‌ي بازي
زميني به ابعاد حداقل 30 × 20 متر

شرح بازي
مربي يا معلم ورزش بچه‌هاي داوطلب را در محوطه گردهم آورده و در نزديکي گوشه‌هاي محوطه، دوايري را رسم مي‌کند.

سپس آن‌ها را در دسته‌هاي 3 و يا 4 نفري که از هر دسته يکي به‌عنوان «خرگوش» در وسط دايره‌ها مي‌نشينند و بقيه‌ي افراد دسته‌ها با دست‌به‌دست هم دادن و حلقه زدن روي محيط دايره، لانه‌اي درست کرده و «خرگوش» را در وسط مي‌گيرند.

تقسيم‌ها توسط مربي طوري انجام مي‌گيرد که دو نفر هم با عنوان‌هاي «شکارچي» و «خرگوش بي‌لانه» در وسط محوطه به‌فاصله‌ي دو متري هم گوش به فرمان مربي بايستند.

به‌محض اشاره‌ي مربي، «شکارچي» خرگوش بي‌لانه را دنبال مي‌کند تا او را با دست لمس کند و «خرگوش بي‌لانه» نيز با فرار سعي مي‌کند خود را به يکي از لانه‌ها برساند تا از دست شکارچي درامان باشد و چون در هر لانه فقط يک «خرگوش» مي‌تواند پناه بگيرد.

ناگزير «خرگوش» قبلي بايد لانه را ترک کند که مورد تعقيب شکارچي قرار مي‌گيرد.

هرگاه «شکارچي» بتواند «خرگوشي» را لمس کند موقعيت و نقش‌ها عوض مي‌شود يعني «خرگوش» «شکارچي» مي‌شود و «شکارچي» «خرگوش».

بازي به‌همين روال ادامه دارد و به‌خاطر اين‌که بازي براي افراد روي محيط دايره يا لانه کسل‌کننده نباشد به‌ترتيب و نوبت در نقش «شکارچي» و «خرگوش‌ها» ظاهر مي‌شوند.

در اين بازي اگر «خرگوش» لانه با آمدن «خرگوش» ديگر، ترک لانه نکند در داخل لانه نيز از دست «شکارچي» درامان نيست و هم‌چنين چنان‌چه اگر «خرگوشي» بدون دليل لانه‌اي را ترک کند «شکارچي» مي‌تواند آن لانه را اشغال کند که در اين صورت «خرگوش» خطاکار نقش «شکارچي» را بازي خواهد کرد.

نکته‌ها
نوع ديگري از اين بازي هست که با وجود 4 خرگوش در 4 لانه و 1 خرگوش بي‌لانه اجرا مي‌شود.

خرگوش‌هايي که لانه دارند با شنيدن کلمه‌ي «عوض» از سوي خرگوش بي‌لانه اقدام به تعويض لانه‌هاي خود مي‌کنند و خرگوش بي‌لانه نيز بايد حواس خود را جمع کرده و در يک فرصت مناسب يکي از آن‌ها را اشغال کند.

اين بازي با اندک تغييرهايي، نام‌هاي متفاوتي مانند: خرگوش و شکارچي، سنجاب و روباه، خرگوش بي‌لانه، سنجاب بي‌درخت و بُوجاخ تُوتدي و دُوشان اُويوني به‌خود گرفته است.

نتيجه‌ي بازي
با انجام اين قبيل بازي‌ها، مهارت‌هاي بدني، اعتماد به نفس، اتکا به خويشتن چه در مراحل تحصيل و چه در کار و زندگي در جسم و جان کودک ايجاد مي‌شود.



خط و خونه (اِکر دوکِر)

نام محلي
جيزيق

در اين‌جا به بررسي و چگونگي اجرا و شرايط مي‌رسيم؛ بازي‌هايي که به «خط و خونه» يا «اِکر دوکِر» معروف هستند ولي به‌علت گستردگي و کثرت اين بازي‌ها - که در اين مقوله نمي‌گنجد - فقط چند نمونه از ساده‌ترين آن‌ها را - که اجراي آن‌ها براي کودکان عملي است – مي‌آوريم. شايد رضايت مربيان محترم و کودکان گرامي فراهم شود.

لازم به‌ذکر است که اين بازي‌ها از جمله بازي‌هايي است که در ايام گذشته در سراسر گيتي، بزرگسالان را نيز به‌خود مشغول کرده بود.

اهداف کلي
افزايش و فدرت استقامت پاها، هماهنگي چشم‌ها و دست‌ها، آموزش رعايت نوبت

اهداف جزوي
پايداري در مقابل مشکلات و آموزش رعايت نوبت

تعداد بازيکن
حداقل 2 نفر. گروهي نيز اجرا مي‌شود

سن بازيکنان
محدوديتي ندارد

ابزار لازم
يک قطعه سفال يا کاشي 8 × 8 سانتي‌متر و گچ

محوطه‌ي بازي
زمين صاف و مسطح حداقل به‌ابعاد 5 × 4 متر

مقررات بازي
براي سهولت در امر آموزش بازي ابتدا مقررات و شرايط آن را براي مربيان و کودکان بازگو مي‌کنيم (اشتباه در هريک، موجب سوختن است!):
1 - کاشي و يا پاي بازيکن هرگز نبايد روي خطوط قرار گيرد.
2 - در هر خانه حداکثر تا 3 بار لِي‌لِي کردن مجاز است.
3 - اگر بازيکن در هدف‌گيري و انداختن قطعه کاشي (يا سفال) به خانه‌اي که مورد نظر است اشتباه کند.
4 - قطعه کاشي يا سفال بازي براي رسيدن به خانه‌ها از روي خط‌ها سُر‌ مي‌خورد و مي‌‌توان آن را از روي خانه‌اي نيز سُر داد.
5 - بازيکني مي‌تواند خانه‌ها را پي‌در‌پي کند که اشتباه نکرده باشد.

شرح بازي
1 – خط و خونه‌ي ساده
خط و خونه‌ي ساده‌اي را - که در زبان محلي به «اَياق جيزيقي» مشهور است - روي زمين صاف و مسطحي مطابق شکل رسم مي‌کنيم.

به‌قيد قرعه ترتيب بازي افراد مشخص و نفر اول براي شروع بازي روبه‌روي خانه‌ي شماره‌ي 1 مي‌ايستد و قطعه سفال را به‌طرف داخل خانه‌ي شماره‌ي 1 پرت مي‌کند و لِي‌لِي کنان آن را با ضربه‌هاي پاي زميني از خانه‌هاي 2 و 3 و 4 و 5 مي‌گذراند و در خانه‌ي 5 کمي استراحت کرده و بازي را ادامه مي‌دهد و از خانه‌ي 8 به بيرون مي‌زند.

اگر موفق بود اين‌بار در خانه‌ي 2 مي‌اندازد و ...

بازي را براي 8 خانه تکرار مي‌کند. سپس پشت به خانه‌ها ايستاده و مي‌گويد:
«خونه يا بيرون (اِو يا اِشيک) و کاشي را از بالاي سرش به پشت رها مي‌كند؛ هرجا که افتاد خانه‌ي اوست و با علامت ضربدر (×) و نوشتن نامش آن را تصاحب مي‌کند که در دورهاي بعدي بازي مي‌تواند در آن استراحت کند و در مقابل، ساير بازيکنان با مشکل مواجه خواهند شد و بايد آن خانه را پَرِش کنند و پاي در آن ننهند؛ مگر اين‌که صاحب‌خانه باريکه‌اي از خانه را براي عبور دراختيارشان بگذارد که به‌اصطلاح محلي «پيشيک يولي» گفته مي‌شود.

در خاتمه هرکه خانه‌ي بسيار دارد برنده‌ي بازي است.

2 - خط و خونه‌ي ارمني (ارمني جيزيقي)
ابتدا روي زمين صاف و مسطحي خانه‌هايي را مطابق شکل (براي 2 نفر) رسم مي‌کنيم (7 خانه براي 2 نفر، 8 خانه براي 3 نفر، 9 خانه براي 4 نفر).

بازيکن اول سفال را به خانه‌ي 1 پرتاب و خود از روي آن پريده و با يک پا در خانه‌ي 2 و بعد 3 قرار مي‌گيرد و با دو پا در خانه‌هاي 3 ، 4 و يک پايي در خانه‌ي 5 و سپس با يک پرش دوپايي در خانه‌هاي 6 و 7 و يک حرکت دوراني 180 درجه؛ به‌طوري که پاي راست در خانه‌ي 7 و پاي چپ در خانه‌ي 6 قرار بگيرد زده و مسير را برمي‌گردد و سفال را وقتي به خانه‌ي شماره‌ي 2 مي‌رسد از خانه‌ي شماره‌ي 1 برداشته و از همان‌جا با يک‌پا بيرون مي‌پرد ...

و وقتي نوبت به خانه‌ي 2 مي‌رسد همان‌کار را تکرار مي‌کند. اين‌بار وقتي در خانه‌ي شماره‌ي 3 است سفال را از خانه‌ي شماره‌ي 2 برمي‌دارد و از خانه‌ي 3 به خانه‌ي 1 مي‌پرد و از آن‌جا بيرون.

وقتي بازي با 7 خانه انجام گرفت هدف پرتاب کاشي، حوالي و خارج جهنم است که نبايد بيش‌تر از 3 پا باشد و چنان‌چه اگر داخل جهنم قرار بگيرد بازيکن در هر مقطعي که باشد سوخته و بايد از اول شروع کند و وقتي به خانه‌هاي 6 و 7 برسد جفت‌پا بيرون بپرد و کاشي يا سفال را برداشته و به‌همان روال برگردد.

سفال روي سر و نگاه سربالا، خانه‌ها را طي مي‌کند و اگر موفق شد مرحله‌ي بعدي را که به‌نام «آليس خسته» مشهور است.

بدين‌ترتيب آن را روي پاي راست گذاشته و با چشمان بسته و با تمرکز حواس و تجسم فاصله‌هاي ابعاد، روي پاشنه راه مي‌رود و با هر قدم مي‌گويد:
«آليس»!

و اگر خطايي نداشته باشد هم‌بازيش مي‌گويد:
«آليس»!

و اگر خطا کرد اعلام مي‌کند.
پس از آن، نوبت خانه گرفتن است و ... برنده‌ي بازي معلوم.

3 - خط و خونه‌ي خانه‌چين (خبله‌چين)
ابتدا جدول بازي مطابق شکل رسم مي‌شود.

کودک بازي را مانند خط و خونه‌ي ساده انجام مي‌دهد و وقتي 6 خانه را با توفيق همراه بود باز لِي‌لِي‌کنان از خانه‌ي 1 به گوشه‌ي خارجي خانه‌ي شماره‌ي 3 مي‌رود و رو به خانه‌ي 6 قرار مي‌گيرد؛ سفال را به‌طرف آن رها مي‌کند؛ از خانه‌هاي 4 و 5 گذشته و بدون توقف در خانه‌ي 6، کاشي يا سفال موجود در آن را با پا به بيرون هدايت مي‌کند.

سپس با چشم‌هاي بسته و پاهاي بسته و پاهاي باز در مقابل خانه‌هاي 1 و 6 مي‌ايستد و رديف‌ها را يکي‌يکي تا آخرين آن‌ها يعني رديف 3 و 4 با پريدن طي مي‌کند. بعد 180 درجه برگشته و بازمي‌گردد و بقيه‌ي بازي مانند بازي «خط و خونه‌ي ارمني» است.
باز برنده کسي است که خانه‌هاي زيادي داشته باشد.

نکته
از اين سري بازي‌ها تعداد ديگري قابل‌ذكر است:
- نردباني
- چيني
- فرنگي
- يوناني
- حلزوني
- از زمين به آسمان
- تفنگي
- دسته‌جمعي
- ميزي
- تولاما
- و ...


ن
تيجه‌ي بازي
انعکاس از نتايج اين بازي در اهداف آمده و به‌وضوح مشخص است هرکه چابک و چالاک بوده و از تعادل ايستايي بدن خود بر روي يک‌پا برخوردار باشد موفق‌تر خواهد بود و مضاف بر آن‌ها، کودک چون ضررهاي ناشي از خطاها و خلاف‌ها را لمس مي‌کند در زندگي اجتماعي خود، سعي در تقليل خطاها خواهد داشت و گذشتن از موانع و مهار خطرهاي زندگي را به‌خوبي ياد خواهد گرفت و درک خواهد کرد که هرقدر امکانات بيش‌تري داشته باشد رفاه و آسودگي خيال بالاتري خواهد داشت.

دستمال انداختن

نام محلي
دستمال سالدي

اهداف کلي
ايجاد دقت و هوشياري و بهبود انجام عمل‌ها و عکس‌العمل‌ها، پرورش ماهيچه‌ها

اهداف جزوي
تعليم نظم و انضباط و پرورش روحيه‌ي تعاون و همکاري

تعداد بازيکن
تمامي دانش‌اموزان يک کلاس

سن بازيکنان
7 الي 13 ساله

ابزار لازم
ندارد

محوطه‌ي بازي
حياط مدرسه

شرح بازي
در محوطه‌اي باز مانند: حياط مدرسه، بچه‌ها دست‌در‌دست هم داده و يک دايره‌ي بزرگي را درست مي‌کنند. بعد از هم فاصله گرفته و دست‌ها را باز مي‌کنند و بر زمين مي‌نشينند؛ به‌طوري که فاصله‌ي آن‌ها از يکديگر به يک اندازه باشد.

يکي از بازيکنان که قبلاً انتخاب شده است در حالي که دستمالي را در دست پنهان کرده تا معلوم نشود به دور سايرين مي‌گردد.

در يک لحظه، دستمال را به‌نرمي در پشت‌سر يکي از بچه‌ها روي زمين مي‌اندازد و هم‌چنان به دويدن ادامه مي‌دهد.

حواس بچه‌ها بايد به‌قدري جمع باشد که متوجه آن‌چه در پشت‌سرشان مي‌گذرد بشوند.

حال اگر بازيکني که دستمال را برداشته و او را تعقيب کند و درست از جاهايي که او عبور مي‌کند بگذرد و الا سوخته و از دور بازي خارج مي‌شود (مثلاً: چنان‌چه او بچه‌ها را دور مي‌زند او نيز بايد دور بزند و اگر از لابه‌لاي آن‌ها عبور مي‌کند او نيز بايد از همان مسير بگذرد).

حال اگر توانست او را با دست لمس کند برنده‌ي بازي است و به‌عنوان جايزه و امتياز، دستمال را به گردش درآورده و پشت‌سر يکي از بازيکنان خواهد انداخت.

اما اگر بازيکني که دستمال در پشت‌سرش افتاده است متوجه نشود او نيز سوخته و از دور بازي اخراج مي‌شود و هم‌چنين اگر متوجه شود ولي در مرحله‌ي تعقيب موفقيتي به‌دست نياورد بايد در محل قبلي خود بنشيند و الا باز اخراج خواهد شد.

نتيجه‌ي بازي
کلاً اين بازي حس تفاهم اجتماعي را در سطح بچه‌ها تقويت کرده و انسجام را آموزش مي‌دهد و ضمناً بچه در حين بازي ياد مي‌گيرد با نظم و ترتيب، دقت و هوشياري کارها بهتر پيش مي‌رود.



دستمال بازي

نام محلي
دستمال قاپدي

اهداف کلي
ايجاد روحيه‌ي همکاري و تعاون و صداقت و راستگويي

اهداف جزوي
تسريع در انجام عمل‌ها و عکس‌العمل‌ها، تقويت عضله‌هاي پا

تعداد بازيکن
محدوديتي ندارد

سن بازيکنان
7 الي 17 ساله

ابزار لازم
يک عدد دستمال

محوطه‌ي بازي
حياط مدرسه

شرح بازي
براي شروع بازي بايد ميدان را براي بازي آماده كرد؛ بدين‌صورت که در دو انتهاي ميدان، خطي به‌موازات هم رسم مي‌کنيم و در وسط ميدان نيز يک دايره مي‌کشيم و دستمالي را در محدوده‌ي آن قرار مي‌دهيم.

بازيکنان را به دو گروه مساوي تقسيم مي‌کنيم. سپس نمايندگان گروه‌ها به قيد قرعه طرف ميدان خود را انتخاب و در پشت‌خط آن قرار مي‌گيرند.

حال از هر گروه يک‌نفر به‌طور انتخابي در کنار دستمال مي‌ايستند و نهايتاً هدف هرکدام اين است که دستمال را بردارد و به‌طرف گروه خويش دويده و از خط آن بگذرد و براي گروه خود امتيازي کسب كند.

مسلم است رقيب او را تعقيب خواهد کرد تا او را از پشت بزند.

اگر قبل از رسيدن به خط، او را لمس کرد برنده‌ي آن قسمت از بازي است و اگر نتوانست بازيکن حامل دستمال برنده است و يک امتياز کسب مي‌کند.

سپس دو نفر ديگر انتخاب مي‌شوند تا بدين‌صورت بازي را ادامه دهند و افراد سوم به‌همين‌ترتيب ...

چنان‌چه اگر دو بازيکن با هم به دستمال برسند به هيچ‌کدام امتياز تعلق نمي‌گيرد.

در خاتمه، گروهي که امتيازهاي بيش‌تري کسب کرده‌اند برنده‌ي بازي بوده و هرکدام از بازيکنانش به‌عنوان جايزه روي کول بازيکنان گروه بازنده، سوار شده و به‌اندازه‌ي مسافت دور ميدان، سواري مي‌گيرند.

نکته‌ها
1 - اين بازي بيش‌تر در شهرستان «اهر» و اطراف آن رواج دارد و ممکن است در مناطق ديگر با شکل متفاوتي اجرا شود.
2 - اين بازي در بعضي مناطق با اين تفاوت که به‌جاي «دستمال» از «ريسمان» استفاده مي‌کنند و به‌همين دليل نام «ريسمان و گريز» به‌خود گرفته است.

نتيجه‌ي بازي
بچه در متن اين بازي ياد مي‌گيرد با هوشياري و دقت و همکاري مي‌توان بر دشواري‌ها پيروز شد. اين بازي روحيه‌ي صداقت و راستگويي را در بچه‌ها بيدار كرده و بر چابکي آن‌ها مي‌افزايد.



دوز

نام محلي
قُوندوم، گِشديم

اهداف کلي
يادگيري ترسيم و اعداد، پرورش هوش و انديشه و قدرت پيش‌بيني

اهداف جزوي
تمرکز حواس و انجام مسابقه‌ي سالم

تعداد بازيکن
2 نفر

سن بازيکنان
محدوديتي ندارد

ابزار لازم
3 مهره‌ي سفيد، 3 مهره‌ي سياه، يک برگ مقوا و يک قلم

محوطه‌ي بازي
يک اتاق

شرح بازي
ابتدا در روي يک برگ مقوايي، شکل مربوط به بازي را با قلم (يا روي زمين با گچ) رسم مي‌کنيم.

هر دو بازيکن داراي 3 مهره‌ي مشابه با رنگ‌هاي متفاوت دارند. به‌قيد قرعه، يکي از آن‌ها با قرار دادن يکي از مهره‌هايش در نقطه‌ي مرکزي مربع (اگر با تجربه باشد) که برتمامي خطوط تسلط دارد بازي را شروع مي‌کند و نفر دوم مهره‌اي را در يکي از گوشه‌ها (اگر با تجربه باشد) که از لحاظ موقعيت مکاني در درجه‌ي دوم است مي‌گذارد و دوباره نفر اول در يکي ديگر و از گوشه‌ها و ...

اين بازي به‌همين نحو ادامه مي‌يابد تا هر دو، 3 مهره‌ي خود را در محل‌هاي تلاقي خطوط کاشته باشند و پس از آن هرکدام درنوبت خود با جابه‌جا کردن همان مهره‌ها سعي مي‌کند که هر 3 مهره‌ي خود را در يک خط مستقيم رديف کند يا بچيند و هم‌چنين با قرار دادن مهره‌ي خود به‌عنوان مانع بر روي نقطه‌اي که حريف را از تکميل رديف رو به‌اتمام ناتوان کند.

در اين بازي هر‌کدام با تکميل كردن هر رديف، يک امتياز مي‌گيرد و در پايان، بازيکني که تعداد امتيازهايش را به‌حدي برساند که تعيين کرده‌اند برنده‌ي بازي است.

نوع ديگر اين بازي که قدري پيچيده است روي اين شکل اجرا مي‌شود.

هرکدام 11 مهره‌ي مشابه با رنگ‌هاي متفاوت دارند که به‌ترتيب هرکدام مهره را در نقطه‌اي مي‌کارد و ... و هرکدام بتواند رديف 3تايي را تکميل کند حق دارد يکي از مهره‌هاي حريف را از روي نقاط صفحه‌ي بازي برداشته و کنار گذارد.

بازي ادامه مي‌يابد و هرگاه يکي از آ‌ن‌ها تعداد مهره‌هايش به 7 برسد براي اين‌که از جذابيت بازي کاسته نشود ادامه‌ي بازي و حرکت مهره با او خواهد بود.

اين حرکت محدود به يک پله نيست و حتي مي‌تواند رديف ناقصي را تکميل كند.

در خاتمه بازيکني که فقط 2 تا از مهره‌هايش باقي‌مانده باشد بازي را باخته است.

لازم به‌ذکر است وقتي مهره‌ها مرحله‌ي گذاشتن (قوندوم) را سپري کردند بايد با جابه‌جايي آن‌ها (گشديم) بازي را انجام و ادامه داد که فقط يک پله يا مقطع امکان‌پذير است.

نکته‌
1 - اين بازي را در دو دسته‌ي 2 يا 3 نفره نيز مي‌توان با مشاوره اجرا کرد.

2 - در بعضي مناطق مانند: توابع «هشترود» به‌جاي 11 مهره با 12 مهره بازي مي‌‌کنند که در زبان محلي به آن «اُن ايکي دوز» مي‌گويند.

نتيجه‌ي بازي
از آن‌جايي که اين بازي مانند شطرنج است فعاليت ذهني بازيکن را در زمينه‌هاي برنامه‌ريزي و آمادگي دفاعي افزايش مي‌دهد.



 

دريا و ماهي

نام محلي
دريا و ماهي

اهداف کلي
چابکي و چالاکي و سرعت در انجام عمل‌ها و عکس‌العمل‌ها

اهداف جزوي
تقويت نيروي جسماني

تعداد بازيکن
21 نفر

سن بازيکنان
10 الي 15 ساله

ابزار لازم
ندارد

بازي دريا و ماهي محوطه‌ي بازي
يک زمين مربع شکل به‌ابعاد تقريبي 20 × 20 متر

شرح بازي
اولاً: يک‌نفر که بايد از لحاظ سني و اندام بالاتر از بقيه باشد به‌عنوان «کوسه‌ماهي» انتخاب شده و در وسط زمين بازي مربع شکل مستقر شود.

سپس بقيه‌ي بازيکنان (20 نفر) به چهار دسته‌ي پنج‌نفري تقسيم و در چهارگوشه‌ي زمين مربع شکل قرار مي‌گيرند.

زمين بازي به‌عنوان «دريا» و اعضاي هرگوشه يا هر گروه نقش «ماهي‌ها» را بازي مي‌کنند که هرکدام از گروه‌ها اسمي براي خود دارند:
- قزل‌آلا
- کفال
- آزاد
- سفيد
- و ...

کوسه‌ماهي در وسط دريا راه مي‌رود و اسم هر گروهي را بر زبان مي‌آورد (مثلاً: ماهي سفيد). ماهي‌هاي سفيد در وسط زمين بازي يا همان دريا به کوسه‌ماهي مي‌پيوندند.

کوسه‌ماهي در حالي که روي پنجه‌ها راه مي‌رود و تمام بن خود را بالا مي‌کشد مي‌گويد:
«دريا آرام است»!

ماهي‌ها توأم با تقليد حرکت‌هاي او مي‌گويند:
«دريا آرام است»!

کوسه‌ماهي با همان حالت مي‌گويد:
«دريا طوفاني است»!

ماهي‌ها باز با همان حالت مي‌گويند:
«دريا طوفاني است»!

ناگهان کوسه‌ماهي با صداي بلند فرياد مي‌زند:
«مدّ آمد! مدّ آمد»!

با شنيدن اين کلمه، بچه‌ها يا ماهي‌هاي همان گروه با حرکتي سريع خود را به گوشه يا پناهگاهي که متعلق به خودشان است مي‌رسانند و کوسه‌ماهي نيز سعي بر اين دارد که آن‌ها را از پشت بزند و ماهي‌ها نيز تلاش مي‌کنند او را با جاي خالي دادن بفريبند و گرفتارش نشوند.

ماهي‌هايي که توسط کوسه‌ماهي لمس و يا گرفتار شده‌اند کنار مي‌ايستند و وقتي با همه‌ي گروه‌ها اين بازي تکرار شد ماهي‌هاي کنار گذاشته شده از همه‌ي گروه‌ها در شروع دور دوم بازي به کوسه‌ماهي پيوسته و با او همکاري مي‌کنند تا ماهي‌هاي بيش‌تري را گرفتار کنند.

در پايان دور سوم و يا چهارم، گروهي که افراد بيش‌تري از آن‌ها باقي مانده باشد برنده محسوب مي‌شود.

نتيجه‌ي بازي
با انجام اين بازي چون بچه‌ها در موقعيت‌هاي متفاوتي قرار مي‌گيرند و مبادرت به انجام حرکت‌هاي مختلف بدني مي‌کنند روحيه‌ي اجتماعي بودن و قدرت تجسم و اجراي حرکت‌هاي تقليدي را بالا مي‌برند.



 

مقاله‌ي قبلي | مقاله‌ي بعدي



قسمت اول | قسمت دوم | قسمت سوم

 
1390/4/21 لينک مستقيم

نظر شما پس از تاييد در سايت قرار داده خواهد شد
نام :
پست الکترونيکي :
صفحه شخصي :
نظر:
تایید انصراف
بازي‌ها
بخش‌هاي ارتباطي اردو و اردوگاه
كاربران آنلاين
افراد آنلاين افراد آنلاين:
بازدیدکنندگان بازدیدکنندگان: 37
اعضا اعضا: 0
کل کل: 37

كتاب اردوگاه
 
ارتباط با اردو و اردوگاه
بخش‌هاي اردويي

نشاني مؤسسه‌ي فرهنگي تسنيم نور

تهران، خيابان وليعصر(عج)، بالاتر از تقاطح جامي، روبه‌‌روي مدرسه‌ي راهنمايي دخترانه‌ي فلسطين، پلاك 1062
تلفن: 66401476 - 66402422، ايميل: info@tnci.ir، كدپستي: 1316863669

مؤسسه‌ي فرهنگي تسنيم نور